تحقیق درباره خاطرات رزمندگان

مطالب دیگر:
🔗پروژه فرهنگسرای شماره 2🔗پروژه فرهنگسرای شماره 3🔗پروژه فرهنگسرای شماره 4🔗پروژه کتابخانه شماره 1🔗پروژه کتابخانه شماره 2🔗مقاله تخمين توان نشتي درمدار هاي VLSI🔗مقاله بوش پول POSH-PULL باسيم پيچ كمكي براي ثبات شكل موج خروجي🔗مقاله سنسور گاز مادون قرمز🔗مقاله شبيهسازي آشكارساز نوري بهمني (APD)با استفاده از مدل مداري🔗چراغ🔗پارتی🔗پروانه🔗طوطی🔗خاته🔗تخته🔗پرده🔗پنجره🔗دستیار موبایل🔗پروژه قالب سازی🔗آشكار سازي مانع با استفاده از شار نوري/معرفي مفاهيم اساسي و محاسبه شار نوري🔗مقاله طراحي يك مدار دومينوي مقاوم در مقابل نشتي در فن آوري هاي زير ميكرون🔗خرید مقاله پرورش درختان میوه‌(‌مقاله دانشگاهی‌)(۲۷صword)🔗خرید مقاله پرورش شتر مرغ‌(‌مقاله دانشگاهی‌)(۱۶صword)🔗خرید مقاله در مورد پاسارگاد‌(‌مقاله دانشگاهی‌)(‌مقالات رشته تاریخ‌)(۳۳صword)🔗خرید مقاله درباره پنومونی نوزادی (‌مقالات دانشگاهی‌)(‌مقالات پزشکی‌)(۱۷صword)

این محصول در قالب ورد (WORD) و قابل ویرایش در 8 صفحه تهیه شده است. در بخش زیر برای اطلاع بیشتر از محتویات این فایل و اطمینان از خرید، مطالب چند صفحه آورده شده است. با مطالعه این بخش با اطمینان بیشتر خرید کنید.

لینک دانلود پایین صفحه

ما در جنگ تحميلى وحشيگريهاى گوناگونى از رژيم بعثى عراق تجربه نموده ايم ولى اگربخواهيم از وحشيانه ترين حم

لات بعثي ها مثال بزنيم شاید بمباران شيميايى مردم بى گناه و بى دفاع حلبحه باشد .

زمستان 1366به اتفاق تنى چند از رزمندگان[حاج رسول حدادیان و شهید ابراهیم ترکی] اسلام بطرف شهر حلبحه عراق در حال حركت بوديم كه ناگهان چند فروند از جنگنده هاى رژيم بعثى در آسمان حلبچه ظاهر و بطور وحشيانه اى اقدام به بمباران شيميايى مردم بى گناه حلبحه نمودند ، در لابلاى انفجارهاى شديد وگازهاى كشنده و مسموم كننده بمبهاى شيميايى ، آه و ناله هاى مردم اعم از زن و مرد ء پير و جوان ، كودكان و .. بلند بود .

از آنهاییکه زنده مانده بودند عده اى موفق به خروج از شهر شده ولى تعداد كثيرى از مردم به دليل از دست دادن چند نفر از اعضاى خانواده خود ، به ناچار در شهر زمينگير شدند ، صحنه اى كه فاجعه دلخراش اطفال كربلا را براى هر مسلمانى زنده مى ساخت و همواره اين سئوال را براى همه ايجاد مرم نمود كه چرا بايد شهر و مردمی که متعلق به خود عراق هستند اينچنين زير آماج حملات ددمنشانه رژيم بعثى قرار گيرند ؟!!

پاسخ چندان سخت نبود چرا كه بوئى از ترحم و انسانيت به مشام صدام و صداميان نرسيده بود تا دوست و دشمن بشناسند ..

از دور شاهد پسر بچه تقريبا چهار ساله اى بوديم درحاليکه خانواده خود را از دست داده و بخاطر موج انفجار و وحشت از صحنه اى كه در عمرش براى اولين بار مى ديد ناله و شيون كنان مدام به دور درختى چرخيده و پدر و مادرش را براى كمك مى طلبيد ؛ در اين فكر بوديم كه راه چاره اى جهت نجات پسر بچه پيدا كنيم ليكن حملات مجدد هواپيماهاى دژخيمان ، طفل معصوم را امان ندادند و در زير بمب و تركش و خاك مدفون ساختند ..

همه ما متاثر و غمگين از مشاهده اين جنايت بوديم ولى افسوس كه نتوانستيم در آن لحظه كارى براى آن پسر پیدا بکنیم

خاطره اين صحنه تلخ و دلخراش كه اوج قساوت دشمن را نشان ميدهد هرگز از ذهنمان بيرون نمی رود